همه چیز آزاد است چون خدا آزاد خلق کرده.

به نام خدا شروع می کنیم و در این صفحه همه چیز گذاشته می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
امیدوارم از مطالب لذت ببرید و اینو یادمون باشه همیشه خدا با ماست

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «الله» ثبت شده است

                                                 بهترین نگهبان

حضرت پیامبر {ص}در شهر مکه ,وطن وسرزمین نیاکان خویش,چشم به جهان گشود.مردم مکه بت پرست بودند ودر زندگی جاهلانه ای به سر می بردند.زندگی آنان سراسربتپرستی ونادانی وستم بود که خداوند آن را نمی پسندید,بدین جهت خداوند حضرت محمد{ص}رادرسن چهل سالگی به پیامبری برگزید وبراووحی فرستاد و به وی مأموریت دادتامردم را به یکتا پرستی ودین خالص وکارهای پسندیده دعوت کند,اما مردم مکه با او مخالفت ورزیدندودشمنی با او برخاستند تا اینکه سرانجام زمین برای دعوت و عقیده تنگ آمد.

  خداوند به پیامبرش دستور داد تا به مدینه هجرت کند .حضرت محمد {ص}بادوستشحضرت ابوبکر مخفیانه از مکه بیرون رفتند تا اینکه به غار ثور که بر کوهی میان مکه ومدینه قرار داشت ,رسیدند و داخل غار رفتند.

خداوند عنکبوتی فرستاد که میان غارودرختی که جلوی غار بود ,تار تنید ورسول الله وحضرت ابوبکر را پوشانید و دوکبوتر چاهی نیز به دستور خداوند ,پر زنان آمدند وبرشاخه ای نشستند.

        

                 وسپاهیان آسمان وزمین از آن خداست .   {فتح/4}


تعقیب کنندگتن به دهانه ی غار رسیدند وبرای اینکه پیامبر و یار غار ایشان را ببینند ,کافی بود به پایین نگاه کنند ولی خداوند به آن ها این توفیق را ندادوآن در بین خود گفتن چطور ممکن است کسی داخل برود ولی این تار سالم بماند؟

هنگامی که در غار بودند ,ابوبکر {رض}که پاهای مشرکان را میدید گفت :یا رسول الله !اگر یکی از آن ها پای خود را بردارد و به پایین نگاه کند مارا خواهد دید .پیامبر فرمود :درباره دو نفری که سومینشان خدا است چه فکر میکنی ؟

خداوند در این باره می فرماید:

 

دونفرهنگامی که در غار بودند آنگاه که به یار خود گفت :نگران مباش!بی گمان خدا با ماست .{توبه/40}

آری ,سرانجام تعقیب کنندگتن ودشمنان سرسخت ,دچار اشتباه شدند وناکام برگشتند.

  حضرت پیامبر در مدینه اقامت گزیدند و به تدریج دعوت به اسلام در همه جا فراگیر شد و مرم کم کم به اسلام می گرویدند اما قریش و مشرکان همچنان با مسلمانان دشمنی می ورزیدند و با اسلام و مسلمانان به جنگ پرداختند و مسلمانان نیز در برابر آنان پاسخ گفتند.

رسول الله به غزوه ای رفت ,آیا میدانید ((غزوه))چیست؟

حتما میدانید که مسلمانان در راه خدا جهاد می کردند و برای رضای خدا وند با مشرکان و کافران می جنگیدند,شاید فضیلت جهاد را نیز میدانید .پیامبر {ص}بعضی اوقات همراه با مسلمانان به جنگ می رفت وگاهی نیز بنا به کار یا مصلحتی در مدینه می ماندند و سپاهی برای جنگ می فرستادند.

پس ((غزوه))جنگی استکه پیامبر در آن حضور داشتند .

آری ,رسول خدا در روز های داغ تابستونی به غزوه رفته بود و هنگام ظهر که از غزوه بر میگشت تصمیم گرفت که اندکی استراحت کند .

دربیابان جایی جز زیر سایه درختان برای استراحت وجود نداردودر آن بیابان درختی غیر از ((سمر))(مغیلان)یافت نمی شد .

حضرت محمد {ص}زیر سایه یکی از آن درختان فرود آمدو شمشیرش را به شاخه ای آویزان کرد مردم متفرق شدند و خوابیدند .حضرت پیامبر نیز زیر سایه آن درخت خوابیدند.

اندکی بعد مردی از مشرکان آمد و شمشییر حضرت را که آویزان بود برداشت وآن را از غلاف کشید .در این لحظه رسول خدا بیدار شدند .

مشرک که اشمشیر را دست دست خود گرفته بود به پیامبر گفت از من میترسی؟

پیامبر گفت:خیر !

مشرک گفت:چه کس تورا از دست من نجات میدهد ؟

پیامبر گفت:(((الله)))

در پی این سخن به اذن الله شمشیر از دست مشرک افتاد و پیامبر آن را برداشت .

پیامبر به مشرک گفت :چه کس تو را از دست من نجات میدهد ؟

مشرک :بهترین مبارزان هم الان نمی توانند!

پیامبر به او گفت :آیا گواهی میدهی که جز خدای یکتا خدایی نیست و من پیامبرش هستم ؟

مشرک :خیر!ولی با تو عهد میبندم که هرگز با تو نجنگم و با قومی علیه تو همراه نشوم .

پیامبر اورا پس از سخنش ازاد کرد

مشرک نزد همراهان خود برگشت به آنان گفت :من اکنون از نزد بهترین انسان جهان آمدم.


(((((برگرفته از کتاب داستان هایی از تاریخ برای نوحوانان)))))





freecontent.blog.ir


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۳۴
نعمان میرزایی